جستجویی در مسائل حقوقی

زنده یاد مرحوم حاج عبداله خادمی(ره) بزرگ مردی که خودش نیست لیکن آثارش در وبلاگها و خصوصا دانشنامه سردفتران ماندگار است. اینجانب که از طریق دانشنامه سردفتران از مطالب آن مرحوم و بزرگان حاضر خوشه چینی میکردم، سوالی برایم پیش آمد به دفتر عموجلالی نیریز زنگ زدم همکارشان فرمود به مکه تشریف برده اند به مرحوم حاج خادمی زنگ زدم با اشتیاق فراوان و لهجه شیرین، توضیح مبسوطی بیان داشتند و هنگامی که جریان مشرف شدن عموجلالی نیریز را عرض کردم فرمودند امروز دو توفیق نصیبم شد آشنایی با شما و اطلاع از مسافرت دوست عزیزم.

%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%81%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%81%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%82-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af

و چندباری که برای ارشاد تلفنی با ایشان گفتگو کردم توضیحات کامل ایشان و بخصوص لهجه دوست داشتنیش را نمیتوان براحتی فراموش کرد. حال نمیدانم بر دوستانی که با ایشان ارتباط نزدیک داشته اند چه میگذرد؟

مطالب ماندگار ایشان نشان میدهد که علاقه وافری به کنکاش در مسائل حقوقی داشتند. لذا اینجانب تصمیم گرفتم موضوع شرط انفساخ (فاسخ) را با بضاعت علمی قلیل خود هر چند مختصر و ناقص تحریر نمایم و رجاء واثق دارم که همکاران عزیزدرتصحیح و تکمیل و نقد آن اهتمام ورزند تا از این رهگذر ثوابی نصیب آن مرحوم و گذشتگان همکارانمان گردد.

شرط انفساخ (فاسخ) یکی ازمصادیق انحلال است .

انحلال عقد به شکلهای مختلف از جمله: فسخ، اقاله (تفاسخ)، انفساخ (شرط فاسخ)، انقضاء مدت، بذل مدت و بطلان ممکن است رخ دهد. موضوع بحث ما شرط انفساخ (تفاسخ) می باشد که امیدوارم با ورود همکاران گرامی پربارگردد.

تعاریف و سوالات و سپس توضیحات مختصر :

شرط : بمعنای الزام چیزی و التزام به چیزی آمده است و جمع آن شروط است. در اصطلاح حقوقی به تعهد مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط با عقد مشروط گویند.

انفساخ : برهم خوردن (زایل شدن) احتمالی عقد صحیح درآینده به صورت قهری و بدون اراده طرفین یا دخالت دادگاه را گویند. انفساخ بر وزن انفعال از ریشه فَسَخَ است. باب انفعال برای لازم کردن فعل متعدی به لازم در زبان عربی بکار میرود. درتوضیحات بعدی نقش کلمات بکار برده شده در تعریف بررسی خواهد شد.

انواع انفساخ : 1-انفساخ ناشی از قانون. مانند تلف مال قبل از تسلیم در عقد، فوت و حجر در عقود جایز مگر بصورت استثناء، لعان وکفر.

2-انفساخ ناشی از دستور قضائی.

3- انفساخ ناشی از تراضی طرفین بر سبب انفساخ ضمن انشاء عقد(هنگام ایجادعقد) که موضوع اصلی بحث می باشد.

منظور از شرط انفساخ ناشی از اراده طرفین: درج شرطی ضمن عقد که انحلال آن معلق بر امری شود و پس از تحقق معلق علیه عقد منفسخ شود. لذا منشا انفساخ اراده پیشین طرفین بوده است. یعنی با انشاء عقد، انشاء انحلال را در آینده به شرط تحقق معلق علیه نموده اند و مسلما قبل از تحقق معلق علیه طرفین می توانند با تراضی آن را تغییر داده یا حذف کنند. لیکن در صورت تحقق شرط انفساخ عقد خودبخود و بدون دخالت اراده یا دادگاه منفسخ می شود.

اوصاف شرط انفساخ( فاسخ):

الف :ناظر به تحقق حادثه ای احتمالی در آینده باشد. ب :آن حادثه مسلم و معلوم نباشد. ج : آن امر معلق محال هم نباشد. د : امر معلق جزء شرایط قانونی انحلال نباشد(به عنوان مثال در قانون آمده تلف مبیع قبل از تسلیم موجب منفسخ شدن عقد میشود.) ه : از زمان انعقاد عقد تا زمان تحقق یا عدم تحقق معلق علیه، تصرف منافی عقد انجام نگردد.

قلمرو شرط انفساخ : هر عقدی که با اراده یا با تراضی قابل انحلال نباشد با شرط انفساخ هم بهم نمی خورد و در جایی که با قانون یا نظم عمومی یا اخلاق حسنه برخورد کند قابلیت اعمال ندارد.

سوالات :

1- آیا قهری بودن انفساخ با ارادی بودن سبب آن منافات ندارد؟

2 – آیا شرط انفساخ مانع ایجاد اثرات عقد نمی شود؟

3 – شرط انفساخ (با سبب ارادی)درعقد جایز هم نافذ است؟

4 – شرط انفساخ ناقل است یا کاشف؟

5 – آیا عقدی که مدت جزء شرایط عقد است(مثل اجاره) با انقضاء مدت منفسخ می شود؟

6 – عقدی که مدت جزء شرایط آن نیست(مثل مضاربه، وکالت)آیا با انقضاء مدت منفسخ می شود؟

7 – در وکالت فروش ملک ا شرط شده اگر موکل ظرف مدت دو ماه خودروی معینی را بنام وکیل انتقال دهد، وکالت منفسخ میشود.آیا چنین شرطی صحیح است؟

8 – آیا بطلان شرط انفساخ موجب بطلان عقد می شود؟

9 – آیا حیات رابطه حقوقی عقدی که منفسخ شده باتراضی طرفین قابل احیاء است؟

10– عقدی که شرط انفساخ ضمن آن باشد عدم اهلیت یکی ازطرفین بعد از عقد و قبل از تحقق معلق علیه چه تاثیری در آن دارد ؟

11 – اگر سبب تحقق شرط انفساخ در عقدی در اختیار یکی از طرفین باشد . آیا این شرط صحیح است؟

12 – اگر در عقد دارای شرط انفساخ، تعهد به نفع ثالث شود و عقد منفسخ شود، تکلیف تعهد به نفع ثالث چطور می شود؟

 آیا ماهیت شرط انفساخ خیار معلق است ؟ فسخ معلق است؟ شرط تعلیق است؟ اقاله معلق است؟ شرط نتیجه است؟ یا ماهیت مستقل ومشمول احکام عمومی شروط وماده 10 قانون مدنی است؟

اما توضیحات مختصر :

قهری بودن انفساخ یعنی عقد بدون نیاز به عمل حقوقی اضافی(انشاء جدید) خودبخود از بین می رود و حق انتخاب برای طرفین یادادگاه باقی نمی ماند. لذا قهری بودن انفساخ باارادی بودن سبب پیشین آن (هنگام انشاء عقد) هیچ مباینتی ندارد. از طرفی انفساخ از مقوله حق نیست تا بتوان از اجرای آن جلو گیری کرد. لیکن قبل از تحقق معلق علیه طرفین میتوانند با تراضی سبب انفساخ را تغییر یا حذف کنند. اما چنانچه شرط انفساخ تحقق یابد، حیات رابطه حقوقی قطع میشود و طرفین نمیتوانند آن را احیاء کنند، زیرا رابطه حقوقی که باعقد ایجاد شد با انفساخ از بین می رود، بنابراین چه چیزی را احیاء کنند.

شرط انفساخ مانع ایجاد آثار عقد نمیشود،لذابه محض انعقاد عقد تمام آثار عقد ایجاد می شود و وجود شرط موجب تاخیر در ایجاد آثار عقد و تعهدات ناشی از آن نمی شود. تا جاییکه می توان متعهد را اجبار به انجام تعهدات خویش نمود. و شرط اثر قهقرایی ندارد(مگر به صورت استثناء ) و اثرش مربوط به آینده است. به همین خاطر باید شرط انفساخ را ناقل محسوب کنیم.

انفساخ در مورد عقدی نافذ است که ماهیتا و اساسا صحیح بوده باشد، و با تحقق شرط انفساخ منحل شود. در این مورد که آیا میتوان اثر شرط انفساخ را به گذشته سرایت داد، نظرات مختلفی بیان شده است که از ذکر آنها خودداری میکنم اما توضیحی راجع به مثالی که به آن استناد شده و جواب خود را بیان میکنم. شخص پیمانکار قرارداد ساخت خانه ای منعقد کرده وضمن آن شرط کرده اند اگر جنگ شود قرارداد منفسخ می شود، طرف دیگر مقداری پول در اختیار پیمانکار قرار داده است، اما بعد ازمدتی جنگ شروع می شود، قرارداد منفسخ می شود، استدلال این است که اثر این انفساخ به آغاز قرارداد برمیگردد و پیمانکار باید پول را مسترد نماید. میگویند این انفساخ اثر قهقرایی دارد. اینجانب هم معتقدم که باید پول مسترد شود و به تعهد وفا شود لیکن اگر قرار است اثر قهقرایی داشته باشد باید منافع هم برگردد،   اینکه یکی از طرفین از قبل به بعضی از تعهدات آینده خود عمل کرده دلیل بر این نمیشود که بگوییم انفساخ اثر قهقرایی دارد. لذا پس ازانفساخ تعهدات انجام شده از طرف دیگر باید جبران شود.

اما در مورد شرط انفساخ اگر باطل باشد این موضوع موجب بطلان عقد نمی شود مگر شرطی باشد که خلاف مقتضای ذات عقد باشد، ازطرفی آنچه موجب انفساخ عقد می شود یک علت خارجی است که ربطی به عقد ندارد و این علت خارجی هم نباید جزء شرایط عقد باشد. بعنوان مثال مدت در عقد اجاره جزء شرایط عقد است و با انقضاء آن طبق قانون عقد برطرف میشود. یعنی عقد اجاره بعد از آن معتبر نیست، و می دانیم که انفساخ فقط در عقد معتبر نافذ است. اما همین مدت در عقد مضاربه و وکالت جزء شرایط عقد نیست، بنابراین در این موارد تراضی و توافق ضمنی طرفین مدت را به عنوان شرط انفساخ قرارداده اند(ونام دیگری نمی توان برآن گذاشت) لذا تا قبل از انقضاء مدت با تراضی میتوانند آن را تغییر یا حذف کنند، لیکن بعد از پایان مدت قهرا منفسخ می شود، ودیگر چیزی وجود ندارد تا آن را احیاء کنند .

عقدي كه شرط انفساخ درآن درج شده است، اگر بعد ازعقد و قبل از تحقق معلق عليه يكي از طرفين اهليت خود را از دست بدهد، اين عدم اهليت نبايد در انفساخ كه قهري رخ مي دهد تاثيري داشته باشد. زيرا شرط انفساخ نیاز به انشاء جدید ندارد ودر زمان انعقاد عقد ضمن آن شرط انفساخ منوط به تحقق معلق علیه شده است لذا عدم اهلیت تاثیری در منفسخ شدن ندارد.

شرط انفساخ در عقود لازم و جایز قابل اعمال است وحتی شرط انفساخ با منشا ارادی درعقود جایز هم نافذ است. به موضوع اخیر ایراد شده وگفته اند درجایی که هر یک از طرفین می توانند عقد را فسخ کنند چه ضرورتی به شرط انفساخ می باشد؟ اما برای فسخ نیاز به عمل حقوقی (انشاء ) می باشد، در حالیکه شرط انفساخ نیاز به هیچ عمل اضافی ندارد، و عقد خود بخود منفسخ می شود. از طرفی چنانچه عقد جایز ضمن عقد لازم واقع شده باشد هیچیک از طرفین نمی توانند آن را فسخ کنند و یا اینکه در همان عقد جایز طرفین ضمن عقد، شرط بگذارند که هیچ یک حق فسخ ندارند. لیکن دراین موارد اگر شرط انفساخ وجود داشته باشد به محض تحقق شرط عقد قهرا و بدون رضایت طرفین منفسخ می شود. گاهی ممکن است ایجاد معلق علیه در اختیار یکی از طرفین باشد، نظرات مختلفی ذکر شده از جمله: شرط باطل است. شرط باطل و مبطل (مفسد) است. لیکن این شرط هنگام انشاء عقد با تراضی طرفین درج شده است و مخالفتی با قانون، نظم عمومی، و اخلاق حسنه ندارد. به عنوان مثال   ضمن وکالت فروش ملک،  الف (موکل )به  ب  (وکیل ) وکالت داده است که ضمن آن شرط شده : اگر تا دو ماه موکل خودروی کیا اسپورتیج مدل 2014  را به نام  وکیل انتقال دهد وکالت خود بخود منفسخ شود.(یعنی وکیل دیگر نمیتواند نسبت به موضوع وکالت اقدام کند ) اما اگر موکل دراین مدت احتمالا نتواند به تعهد خود عمل کند. وکیل میتواند نسبت به موضوع وکالت اقدام کند .

گاهی ممکن است در عقدی که ضمن آن شرط فاسخ درج شده است تعهد به نفع شخص ثاث بشود اگر عقد منفسخ شود تکلیف تعهد به نفع ثالث چه می شود؟ بعضی می گویند در قانون تعهد به نفع ثالث اجازه داده شده است، لذا بلامانع است لیکن اسقاط تعهد ایجاد شده پیش بینی نشده است ، بنابر این حق از بین بردن آن را نداریم .

عده ای دیگر می گویند تعهد به نفع ثالث فرع بر عقد است و تابع عقد و هم طرفین و هم ثالث از موضوع شرط فاسخ مطلع بوده اند و یکی از اوصاف عقد را که بر شمردیم این بود که تصرفات منافی عقد ممنوع است عقدی که دارای شرط است متزلزل می باشد تا زمانی که قطعیت یابد. لذا با انحلال عقد بدلیل شرط فاسخ تعهد به نفع ثالث نیز منحل می شود.

حال ببینیم ماهیت شرط انفساخ چیست؟ در تعریف حقوقی بحث تعلیق در عقد داشتیم .که این تعلیق ممکن است 1- در ایجاد عقد 2- در انحلال عقد 3- در ایجاد تعهد 4- در انحلال تعهد باشد. گرچه رابطه عقد و تعهد به گونه ای است که گاهی بجای یکدیگر بکار رفته اند، لکن این دو متفاوت هستند، عقد سبب تعهد و تعهد اثر عقد است. پس از این مقدمه میخواهیم ببینیم شرط انفساخ ماهیتش چیست ؟ بعضی آنرا شرط تعلیق دانسته اند، در صورتی که شرط تعلیق بعد از ایجاد عقد با تحقق معلق علیه ایجاد می شود و تاثیر عقد منوط به تحقق شرط تعلیق است که ایجاد خود عقد وابسته به ایجاد تعهد است و ایجاد تعهد وابسته بهر رویداد حادثه خارجی است و اگر آن حادثه رخ ندهد عقدی ایجاد نمی شود. اما شرط انفساخ به صورت شرط ضمن عقد همزمان با انشاء (فورا) ایجاد می شود لیکن تاثیر آن منوط امر احتمالی در آینده می شود ، و با ایجاد عقد آثار آن هویدا می شود و تا زمان انفساخ این آثار پابرجا هستند. در عقدی که شرط انفساخ ضمن آن درج شده عقد منجزا واقع می شود و انحلال آن منوط به تحقق شرط است.

درعقدی که شرط تعلیق گذاشته شده است اگر شرط باطل باشد عقد نیز فاسد است(شرط مفسد). اما درعقدی که شرط انفساخ وجود دارد اگر شرط باطل باشد صدمه ای به عقد نمی زند مگر این که شرط منافی مقتضای ذات عقد باشد.

اگر شرط تعلیق ایجاد نشود عقد ایجاد نمیشود یعنی اثرش به آغاز تراضی سرایت میکند لیکن شرط انفساخ اثر قهقرایی ندارد و ناظر به آینده است.

در شرط تعلیق قبل از تحقق معلق علیه وفای به عهد لازم نیست، برعکس انفساخ که می توان متعهد را اجبار به انجام تعهد نمود.

بنابراین ماهیت شرط انفساخ با شرط تعلیق بخاطر چند مورد مشترکات نمیتواند یکی باشد.

بعضی ماهیت شرط انفساخ را بخاطر شباهتهایش اقاله معلق شمرده اند بخاطر مختصر نوشتن فقط تفاوتها را بیان می کنم تا مشخص شود که اقاله معلق هم نیست.

در متون حقوقی بحث اقاله و انفساخ به تفکیک آمده اگر یکی بودند چرا دو عنوان بکار برده اند؟

اقاله بعد از عقد آن هم با تراضی طرفین ایجاد می شود شرط انفساخ به صورت ضمن عقد و در صورت تحقق شرط بدون رضایت طرفین منحل می شود.

اقاله انحلال ارادی است انفساخ انحلال غیر ارادی است.

بعضی از فقهاء و حقوقدانان ماهیت شرط انفساخ را از نظر نفوذ و اعتبار شرط نتیجه دانسته اند، بیان میدارند شرط انفساخ برمبنای تراضی اراده پیشین طرفین و در ضمن عقد ایجاد می شود، و همین اراده ها میتوانند شرایط عقد را قبل از تحقق شرط تغییر یا حذف کنند، اما در صورت عدم اقدام مثل شرط نتیجه خودبخود و بدون دخالت اراده اثر گذاراست و بیان می دارند که ایرادات وارد شده دو نظریه قبلی را هم ندارد.

اما خیارمعلق که پس از تحقق معلق علیه حق فسخ برای مشروط له ایجاد می شود، ومی تواند ازاین حق صرفنظر کند،یا درفسخ معلق که برای یکی از طرفین درمدت معین حق فسخ ایجاد می شود .دراین دومورد همه چیز وابسته به اراده مشروط له است .لذا باشرط انفساخ تفاوت آشکار دارند.

در پایان گروهی شرط انفساخ را دارای ماهیت مستقل و تابع احکام عمومی شروط وماده ی 10 قانون مدنی می دانند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *